
آسمان پر ستاره را دوست میدارم
زندگـــــی در گذر اســــت و خاطره ها ماندنـــــــــی ....!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 2:30  توسط دختر صحرا
|

نمی دونم آخر این ماجرا چی میشه, ولی اینو می دونم که احساس خیلی بدی دارم , حس بی اعتمادی خیلی زیاد به کسی که همیشه بهش اعتماد داشتم .
شرایط سختیه, واقعاً نمی دونم بازم می تونم به این مسیر ادامه بدم یا نه . هم موندن و هم رفتن برام سخته. موندنم به خاطر بی اعتمادی و حس بدی که دارم و رفتنم به این خاطر که کلی خاطرات و تلاشی که داشتم و باید بذارم و برم. هر دو حالتش اذیتم می کنه.
به خاطر افکار به هم ریخته ای که دارم نمی تونم خیلی سریع و قاطع تصمیم بگیرم و این اصلاً خوب نیست چون این سردرگمی واقعاً داره کلافم می کنه.
نمی دونم این افکار پوچ تا کی می خواد همراهم باشه؟؟!!!
بعضی وقتا رفتن یک نفر , می تونه تنها راه رسیدن به آرامش برای آدمای یه مجموعه باشه, شاید منم باید برم تا همه چی آروم شه.
گاهی برای بودن باید رفت! گاهی فقط باید رفت!
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اردیبهشت1389ساعت 22:30  توسط دختر صحرا
|
از باده "نيست "سرخوشم ،سرخوش ومست! بيزارم ودلشكسته،از هر چه كه "هست"!!..... من "هست "به "نيست"دادم،افسوس كه "نيست". در حسرت"هست"پشت من پاك شكست
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 فروردین1389ساعت 0:7  توسط دختر صحرا
|
می خواستم بمانم، رفتم... می خواستم بروم، ماندم... نه رفتن مهم بود و نه ماندن، مهم من بودم که نبودم
.............!!!!!
+ نوشته شده در شنبه 21 فروردین1389ساعت 5:6  توسط دختر صحرا
|

پرستويي كه مقصد را در كوچ ميبيند، از ويراني لانهاش نميهراسد.....پس اگر مقصد پرواز است، قفس ويران بهتر است
-------
بعضی وقتا چقدر خوبه آدم پرواز کنه , حتی تجسمشم حس عجیبی داره ...
+ نوشته شده در یکشنبه 15 فروردین1389ساعت 16:50  توسط دختر صحرا
|