دختر صحرا
خوفین !!!!!!!!!! ![]()
وای که چقدر دلم براتون تنگیده بود
...خوب چرا می زنید!!!!! به خدا خیلی درگیرم
آخه میدونید چیه !! میرم سر کار ... تقریباً یکماه و نیمه ... البته شایدم بیشتر ...
شرکت کیمیاگران سبز... نماینده ی انحصاری یه کارخونه ایم که مجسمه های تخت جمشید رو
جنس کارای کوچیکمون رزینه و کارای بزرگمون هم از جنس فایبر گلاسه....
من اونجا نقش آبدارچی رو دارم
...اِاِاِاِ ... حالا من یه چی گفتم ... اصلانم خودتی ... آینه
...
یه مدیر فروش کوشولوام اونجا ...
ساعت کاریمون از 8صبحه تا 5 بعداز ظهر ، ولی هیچ وقت 8 صبح نرفتم
..زودم معمولاً 9:15 ولی
...
به شیوه های مختلف سعی کردن منو آدم کنن ولی متاسفانه نشد
...
اولش با زبونه خوش ، بعدش یه مقدار با خشونت ، بعد با جریمه ، ولی دیدن نه بابا طرف خیلی مخش
..
پسرخاله ی مامانم داره یه سایت طراحی می کنه برای شرکت ، هروقت تموم شد حتماً لینکشو
راستییییی! ، هر روز با مترو می رم و میام ... خیلی حال میده .. رفتنی که تا سوار می شم ،
....
...
محیط کارمو دوست دارم... بچه های خوبی هستن ..
=========
دیروز فیلمه گرگ و میش رو دیدم خیلی قشنگ بود... با آهنگایی هم که بنیامین خونده بود کلی
لینک آهنگاشو از اینترنت پیدا کردم ولی وسط دانلود همش گیر می کرد.. حالا اگه کسی لینک
مرسی
=========
بیشتر مطلبه پست قبلیمو پاک کردم .. اینطوری خیلی بهتره...
=========
واااااای که چقدر حرفیدم ... ولی خدایی خیلی دلم هواتونو کرده بود... مواظب خودتون باشین ![]()
=========![]()
زوده زود بر می گردم
![]()
![]()
![]()

