تبليغاتX
دختر صحرا


دختر صحرا


شهادت امام علي(ع) رو به همه ي دوستاي گلم تسليت مي گم
 

سلام
 
 
باز راهمو گم كردم . تا حالا از اين جاده عبور نكرده بودم .. نمي دونم كجا هستم ؟!! .. هيچ صدايي
 
 برام آشنا نيست..حتي آسمونشم يه رنگ ديگس...

نمي دونم چرا ستاره هاش باهام حرف نمي زنن , شايدم زبون منو نمي فهمن

دلم برات يه ذره شده ... خيلي وقته نه مي بينمت , نه صداتو مي شنوم ...

كاش الآن پيشم بودي.. خيليييي برات حرف دارم .. حرفايي كه جز به تو به هيچ كس ديگه
 
نمي تونم بگم.. نمي دونم چي شد كه يه دفه ايييين قدر ازت فاصله گرفتم ..

ديگه اون آرامشي كه قبلاً داشتمو ندارم ..

تا حالا چند بار خواستم كه از اين جاده خاكيه پر خطر , جاده اي كه پر از گرگاي درنده س بزنم بيرون و
 
راهمو عوض كنم  تا زودتر بهت برسم.. ولي يه نيروي خيلي عجيبي مدام سعي داره كه منو
 
نگه داره...اون اصلاً دوست نداره كه بهت نزديك بشم .. خيلي حسوده .. دوست داره منو فقط واسه
 
خودش نگه داره
 
مي دونم كه تو هم منو دوست داريو هميشه نگرانمي .. اينو خيلي وقتا بهم ثابت كردي ..

اگه دوسم نداشتي شايد الآن سر از ناكجاآباد در آورده بودم
 
خدايا حالا كه خودم از اين جاده خسته شدم و كلي دلم برات تنگ شده ازت مي خوام كه كمكم كني

تا خيلي زود خودم و از اين مسير بي سرو ته نجات بدم چون فقط خود خودتي كه مي توني اين
 
 دختر صحرا رو به مسير اولش بر گردوني ...ديگه وقتشه كه از آغوش شيطون بيام بيرون .. د
 
يگه نمي خوام بنده ي اون باشم...مي خوام فقط بنده ي خوب تو باشم
 
==========
 
شبست و قايقم بشكسته و درياست طوفاني
ز هر موجي به گوشم مي رسد بانگ پريشاني
 
ره منزل نمي دانم ز غوغاي گرفتاري
چو مرغي آشيان گم كرده , در شبهاي باراني
 
لبم مي خندد و دل در حصار سينه مي گريد
ببين در برق چشمم آشكارا , اشك پنهاني
 
تو شب ها نيستي با من كه با خود عالمي دارم
گهي از فيض مدهوشي , گهي از شكر حيراني
 
به ساحل كشتي ما را برد خدا , ورنه
هزاران ناخدا گم شد , در اين درياي طوفاني
 
من از لطف سخن , صيد دل اهل نظر كردم
غزالاني به دام افكنده ام , با اين غزلخواني
 
==========

دوستاي خوبم دلم براي همتون تنگ شده .. شرمنده ي تك تكتونم كه بهتون سر نزدم ..
 
 تو اين مدت خيلي گرفتار بودم,  با شيطونم خيلي درگير بودم ...

خدايي زورش خيلي زياده , اگه آدم بيفته تو دامش به اين راحتيا نمي شه فرار كرد

------

سريال اغما رو مي بينيد , ديگه خيلي چرت شده البته ناگفته نماند كه يه مطلب خيلي جالب
 
 و كشف كردم  اون قسمتش بود كه پرستاره (خانم عليزاده ) بعد از اينكه به دكتر برديا
 
خواستشو گفت , بهش گفت خانم دكتر بهت نمي گم جبران مي كنم چون از خدا مي خوام كه
 
 هيچ وقت كارت پيش من گير نكنه كه بخوام برات انجام بدم...... ولي اكثر ماها از جمله
 
 خود من هميشه در قبال كاري كه طرفمون برامون انجام داده سه سوت مي گيم ايشاا...
 
جبران كنم ... يعني علناً داريم براي طرف دعا مي كنيم كه براش يه مشكلي پيش بياد

اين نكنتش خيلي برام جالب بود , گفتم به شماهام بگم كه يكم به خاطر اين تيزهوشيم
 
 بهم اميدوار بشين...
 
==========

در مورد شركت هم تو پست بعديم مي نويسم

==========

با خوندن قسمت اول يه وقت خدايي نكرده فكراي بد در موردم نكنيداااا ....چون خدا رو خيلي
 
دوست دارم و اونو محرم درد و دلام مي دونم يه ذره كه ازش دور مي شم قربت بازي در ميارم
 
تا دلش برام بسوزه و دوباره دستمو بگيره

==========

يه عالمه مواظب خودتون باشين و تو اين روزا برام حسابي دعا كنيد تا ازاين جاده زودتر بتونم
 
بزنم بيرون

==========

التماس دعا
 
 
 
نوشته شده در چهارشنبه 11 مهر1386ساعت 0:17 توسط دختر صحرا| |