دختر صحرا
من تو را به کسي هديه ميدهم که صداي تو را از هزار فرسخ راه دور در خشم،در مهرباني،در دلتنگي ،در هزار همهمه ي دنيا يکه و تنها بشناسد.
من تو را سخاوتمندانه به کسي هديه ميدهم که راز آفتابگردان وتمام سخاوتهاي عاشقانه اين دل معصوم را بداندوترنم دلپذير هر آهنگ،هر نجواي کوچک برايش يک خاطره مشترک باشد.
او بايد از رنگين کمان چشمان تو تشخيص بدهدکه امروز هواي دلت آفتابي ست يا آن دلي که من برايش ميميرم سرد و باراني است.
اي بهانه زنده بودنم تو را سخاوتمندانه به کسي هديه ميدهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد
همان طور عاشق.....همان طور مبهوت...... با آن وقار بي مثال.
آيا کسي پيدا خواهد شد؟؟؟....از من عاشقتر و از من براي تو مهربانتر!.!.!.تو را سخاوتمندانه و با دنيايي از حسرت خواهم بخشيد
و او را که از من عاشقتر است هزار بار خواهم بوسيد.....![]()

